مقاله زیر با عنوان " ریشه شناسی تعدادی از واژگان لری بویراحمدی و مقایسه آن با گویش بهدینان یزد و کرمان" به قلم دکتر کتایون نمیرانیان استادیار بخش زبانهاي خارجي و زبانشناسي دانشگاه شیراز است که در زیر مطالعه خواهید نمود:

گویش دری یزدی و کرمانی
"زبان دری زرتشتی دارای دو لهجه اصلی و کاملا متفاوت است:یکی لهجه دری زرتشتی یزدی و دیگری لهجه کرمانی،که اینک رو به سوی فراموشی کامل می رود" دکتر نمیرانیان بعد از این تقسیم بندی به نقل از کتاب "واژه نامه گویش بهدینان شهر یزد"نوشته دکتر کتایون مزداپور به اختلاف میان لهجه های مختلف زبان دری زرتشتیان یزد اشاره کرد:" كه زبان دري زرتشتي داراي لهجه‌هاي متعدد است. اين لهجه‌ها گاهي در نزد گويندگاني ديده مي‌شود كه در مكانهائي جغرافيائي، با فاصله اندك مي‌زيسته‌اند و اختلاف لهجه آنها بارز بوده است. مثال ممتار آن، لهجه ده خرمشاه (xorεmša) و كوچه‌بيوك (ki-biyog) است كه اينك، به دليل توسعه شهر، در درون يزد قرار گرفته‌اند و پيش از اين فاصله آنها با شهر يزد چندان كم و ارتباطات چنان نزديك بوده است كه مثلاً دوشيزه جواني، در قريب شصت و پنج سال پيش، مي‌توانسته است بعنوان آموزگار دبستان، پياده و همراه با دو بانوي آموزگار، گاهي تنها، هرصبح از شهر به خرمشاه برود و درس بدهد. اما اختلاف اين لهجه‌ها صريح و روشن است و براي اهل زبان، خود نشانه‌اي است كه مي‌تواند زادگاه هركس را تعيين كند و همچنان كه سخن گفتن به زبان زرتشتي دلالت بر بهديني دارد، از روي لهجه گوينده مي‌توان دانست كه هر كسي از كدام جاي آمده است. نيز تقليد اين لهجه‌ها وسيله‌اي براي شوخي و تفريح بوده است و برخي با لودگي لطيفه‌هائي را با اصطلاحات خاص گويندگان باز مي‌گفتند. اين رسم شيرين و قديمي اينك براي نسل جوان چندان شناخته نيست و به فراموشي افتاده است.

هر يك از اين لهجه‌ها با انتساب به نام آبادي و محلّ سكونتِ گويندگان آن خوانده مي‌شود، مانند خرمشاهي و تفتي. برخي از اين لهجه‌ها داراي ويژگيهاي منحصر به فرد و يكتايند، نظير خرمشاهي و كوچه بيوكي و مريم‌آبادي، و نيز لهجه تقريباً از ياد رفته محمدآبادي؛ اما برخي ديگر در گروهي جاي مي‌گيرند كه خود مركب از چند لهجه نزديكتر است و به آبادي‌هاي همسايه تعلق دارد، مثل لهجه‌هاي تفت و توابع آن. اين آبادي‌ها از اردكان تا نواحي پيرامون شهر يزد پراكنده‌اند: با تهي ماندن محمد آباد از بهدينان، جنوبي‌ترين آبادي زرتشتي‌نشين، رحمت‌آبادِ حومه يزد است كه به شهر پيوسته است و شمالي‌ترين آنها شريف‌آباد و مزرعه كلانتر است. از لهجه‌هاي تك‌مانده و متمايز كه بگذريم، قاعده «مرزِ همگوئي» درباره پراكندگي‌ و همسايگي آنها صدق مي‌كند و مي‌توان ردّ همساني‌ها و دگرگوني‌هاي واحدهاي زباني و مشخصه‌ها و قواعد گوناگون آنها را بر روي نقشه جغرافيا پي گرفت و يافت. مثلاً، در شريف‌آباد نزديك اردكان، واج ممتاز و متمايزي كه زبان دري زرتشتي را متفاوت مي‌سازد،اين واج برابر با ā در فارسي است و در شريف‌آباد و مزرعه كلانتر و لهجه‌هاي همسايه آنها به شكلي نزديكتر به فارسي تلفظ مي‌گردد و مشخصه «نرم‌كامي‌شدگي» در آن نيست يا بسيار خفيف است. اين اختلاف، كه آن را بايد آوائي دانست"

گويش لري بویراحمدی
ایشان سپس به نقل از پرويز ناتل خانلري در مورد گویش های لری این چنین گفت:" در كوهستان بختياري و قسمتي از مغرب استان فارس قبيله‌هاي بختياري و ممسني و بويراحمدي به گويش‌هايي سخن مي‌گويند كه با كردي خويشاوندي دارد، اما هيچ يك از شعبه‌هاي آن درست يكسان نيست و ميان خود آنها نيز ويژگيها و دگرگونيهايي وجود دارد كه هنوز با دقت حدود و فواصل آنها مشخص نشده است... گويش لري «بويراحمدي» در گروه گويشهاي جنوب غربي به شمار مي‌آيد كه زبان فارسي كنوني نيز جزو آن است..."

واژگان مشترک بین این گویش ها
دکتر کتایون نمیرانیان در ادامه تعدادی از واژگان لری بویر احمدی را معرفی کرد و سپس به ریشه شناسی آنها با تکیه بر متون باستانی ایران و مقایسه با گویش بهدینی(دری) پرداخت:

آفري
āfri- پرسه، ختم مرده، āfri rattan آفري رفتن، در مجلس ختم حضور يافتن براي قرائت و فاتحه‌خواني و طلب رحمت براي مرده تازه در گذشته.
men āfri flān-i

من آفري فلاني.

در مراسم ختم فلاني

ترديدي نيست كه آفري در ميان مردمان استان كهگيلويه و بويراحمد بازمانده از مراسم كهن آفرين‌خواني يا آفرينگان مزديسنان است كه مشتمل بود بر يك رشته نمازها و درخواستهاي نيك و همچنين دعاهايي كه درباره زندگان و مردگان انجام مي‌شود. و در واقع شكل تغيير يافته آن فاتحه‌خواني است كه دعاي بخشايش و مغفرت است.

از ريشه اوستايي ā-fri

اوستا: dahma afriti، آفرينگان دهمان «بارتلومه 706»

آفرينگان، آفرينگان ‌خواني در هر دو گويش (بهديني يزد و كرمان) به مراسم آئيني و اوستاخواني براي درگذشتگان اطلاق مي‌شود.
ايسو
/iso/ اكنون، حالا. در همين زمان
ham iso be-yo tā brimō

هم ايسو بيو تا بريم
be-yo be-r-im

همين حالا بيا تا برويم

اوستا: iδa قيد، اكنون، حالا. «بارتلومه 363»

ويسپرد، كرده 16 پاره 2 و 3
iδa iristanam urva nō yaza maide

اينك فروهر همه پاكدينان را مي‌ستائيم «ويسپرد، پورداوود 60»

سانسكريت:‌ idā قيد، بارتولومه 363

پهلوي: ētar ، ايدر- آنگاه مكنزي 69

ese از گويش بهديني يزد، به معناي هنوز، تا كنون، به كار مي‌رود.
تور
/tur/ وحشي، توسن، رام‌نشدني، تور وابين tūr vābiyan

تور شدن = وحشي شدن- گاو تور- سگ تور- اسب تور بزتور- زن تور

tur vā- bi za va koh

تور وابي زه و كه

وحشي شد و زد به كوه

اوستا -1 tūra صفت اقوام توراني. قابل قياس با tūra تورها، كردي tūr به معني وحشي

پهلوي tūr بارتولومه 656

توراني‌ها اقوامي نيمه وحشي بودند كه در شرق ايران مي‌زيستند، اين اقوام كه هم نژاد ايرانيان بودند، چون از نظر ديني با ايرانيان اختلاف داشتند پيوسته در جنگ بودند. آنان با حمله به همسايگان خود بويژه ايرانيان به غارت احشام و تخريب مزارع و كشتزاهاي آنان دست مي‌زدند- تورانيان مهمترين دشمنان ايرانيان در شاهنامه هستند. صفت tūr به معني وحشي را ايرانيان به دشمنان خود داده‌اند.

پهلوي tūr به معني گناهكار

سگ وحشي- لري tūra- شغال، سگ وحشي

در گویش بهدینی (دری)صورت tura در مفهوم شغال استفاده مي‌شود.
زينه
/zina/- زن، خانم
ī ke dār-e i-yā zini-e felāni-ye

اي كه دار ايا زينه فلاني است

اين كه دارد مي‌آيد زن فلاني است

اوستا jәnay , Janay- زن- خانم- زن با معني فرعي در حالت استهزا

سنسكريت janay فارسي نو zan پهلوي zan- بارتولومه 608

در گویش بهدینی (دری )فرم ziyuna يا yuna يا yә/en در همين معني استفاده دارد.

منبع:سایت مردم استان کهکیلویه و بویر احمد